مدینه را ترک کرد ..

از سوم شعبان تا آخر این ماه و بعد رمضان و شوال و ذی العقده را در مکه بود .

ساعتی ولید بن عتبه / ساعتی دگر عبدالله بن عباس (رضوان الله تعالی علیه) / عبدالله بن زبیر شرفیاب می شدند و مانع از رفتن به عراق می کردند ..

و جواب همه شان را به این بسنده می کرد و می فرمود :

« این فرمان رسول خدا (ص) است و من می بایستی که آن را عملی کنم »

و بعد از آن هر یک فریاد « واحسیناه ! » سر می دادند .

..

نگاهم چند روزی ست مهمان لهوف شده است !

و هی دلتنگی می کند .  

 همی گویم و گفته ام بارها

بود کیش من مهر دلدارها

(شعر)