بسم رب الزهرا [س]

اکنون بيائيد و بشنوييد ! :

شگفتا ! روزگار چه شگفتی ها در پس پرده دارد و چه بازيچه ها يکی پس از ديگری بيرون می آورد .

اگر تعجب نمائی ! پس گفته های آنان تعجب آور است .

راستی مردان شما چرا چنين چنين کردند ؟ ای کاش می دانستم به چه پناهگاهی تکيه داده اند !

و کدام ستون استوار را انتخاب نمودند ؟ و به کدامين ريسمان چنگ زدنند ؟ و بر کدام فرزند و خاندانی

پيشی گرفته اند و غلبه نمودند ؟

شگفتا !

چه دوستان دروغين و سرپرستان نا اهلی را انتخاب کردند ، و چه زشت است سرانجام ستمکاران

که جايگزين بدی برگزيدند ، سر را گذاشتند ، به دم چسبيدند ، چه ها می رفتند و از عالم نپرسيدند . 

نفرين بر مردم نادان که تبهکارند و تبهکاری خود را نيکوکاری می پندارند .. !!

آری ، خطبه های کوبنده زهرا [سلام الله عليها] در ميان زنان شهر رسول خدا [صلوات الله] ادامه داشت اما .. !!

اما چه بگويم از مظلوميتش ، و چه ها شنيدم از غربتش ..

بعد از چهار صد و هزار و يکسال ،

صدای ناله هی غريبانه اش بگوش می رسد ..

هوای دلمان ز اين همه فرياد و خشم و خشونت امويان ابری شده و چشمانمان بارانی .. !!

بيت الحزن ، درد و رنج ، دوری پدر ، تنهايی شوهر ،

در هر واژه در وصفش نجوايی پنهان شده ، که دل طاقت شنيدن آن را ندارد .

 

ای فاطمه [س] ،

چه ها کردند بر تو ای بانوی خميده ،

     چه ها بگويم از کوچه ی شيرمردان علوی ، از آن مهد عرشيان که بانويش تو بودی،

          و از آن گريه های روز و شبانه ، از آن همه تازيانه ، و از آن سيلی ، بر گونه ی نيلی  

                   و از آن بيت نبوت که بدست شماتت به آتش کينه عدو بسوخت .

.. و آری چه راست می گفت :

تار و پود مصطفی يک لاله بود آن هم بسوخت ..

 ya zahra

ايام فاطميه و شهادت بزرگ بانوی اسلام حضرت صديقه کبری ؛ حضرت فاطمه الزهرا [ سلام الله عليها ]

بر تمامی شيعيان عالم تسليت باد .